به گزارش پایگاه خبری صدای گامبرون: در ژوئن ۱۹۶۷، هنگام برگزاری نمایشگاه ۶۷ کانادا، یرژی گروتفسکی در یک همایش بین المللی درباره ی تئاتر که در مونرآل برگزار شد،شرکت کرد. متن زیر مصاحبه ی گروتفسکی و نایم کاتان است که در مدت اقامت گروتفسکی در کانادا انجام شد و در ژوئیه ۱۹۶۷ در مجلات «ادب […]
به گزارش پایگاه خبری صدای گامبرون: در ژوئن ۱۹۶۷، هنگام برگزاری نمایشگاه ۶۷ کانادا، یرژی گروتفسکی در یک همایش بین المللی درباره ی تئاتر که در مونرآل برگزار شد،شرکت کرد. متن زیر مصاحبه ی گروتفسکی و نایم کاتان است که در مدت اقامت گروتفسکی در کانادا انجام شد و در ژوئیه ۱۹۶۷ در مجلات «ادب و هنر» و «وظیفه» به چاپ رسید.
مصاحبه کننده: شما در یکی از نوشته های تان گفته اید که تئاتر بدون لباس،میزان سن،موسیقی،جلوه های نوری و حتی متن،باز هم تئاتر است. و در جای دیگر گفته اید: «در مسیر بالندگی هنر تئاتر، متن همواره یکی از آخرین عناصر بوده است.» از دید شما، تنها عنصری که تئاتر نمی تواند از آن چشم پوشی کند بازیگر است. با این همه از روزگار کمدیا دل آرته به این سو، نویسندگان بسیاری در عرصه تئاتر حضور داشته اند. آیا کارگردان معاصر می تواند این سنت چند صد ساله ی تئاتر را کنار بگذارد؟ شما به عنوان کارگردان چه جایگاهی برای متن قائلید؟
گروتوفسکی: متن کُنه مسأله نیست.کُنه مسأله برخورد است. متن یک واقعیت هنری عینی است. اگر متنی نسبتا کهن، تمام نیروی خود را تا به امروز حفظ کرده باشد_ به بیان دیگر اگر متن چنان سرشار از تجربه های بشری، بازنمایی ها،توهمات،اسطوره ها و حقایقی باشد که هنوز برای ما زنده اند_ در بردارنده ی پیامی از نسل های گذشته برای ماست. به همین ترتیب، متن جدید می تواند به منشوری بدل شود که بازتاب تجربه های ماست. به محض نوشته شدن متن، ارزش کامل آن آشکار می شود.این مسأله مربوط به ادبیات است و ما باید نمایشنامه ها را به عنوان بخشی از «ادبیات» بخوانیم. در فرانسه نمایشنامه ها را با عنوان تئاتر چاپ می کنند که به نظر من کار درستی نیست. چون نمایشنامه ادبیات نمایشی است،نه تئاتر. در مقابل ادبیات، می توانیم یکی از دو پیشنهاد زیر را بپذیریم: یا می توانیم متن را با اجرای بازیگران،با میزان سن، دکور،موقعیت نمایشنامه و… اجرا کنیم که در این صورت نتیجه ی به دست آمده تئاتر نیست و تنها عنصر زنده ی این گونه نمایش ها ادبیات است؛ یا این که می توانیم با دست بردن در متن، تغییر دادنش و به صفر رساندنش، کم و بیش از آن چشم پوشی کنیم و فقط مثل یک دستاویز با آن رفتار کنیم. به نظر من هر دوی این پیشنهادها اشتباهند. چون در هر دو حالت به وظیفه ی هنری مان عمل نکرده ایم و در برابر بعضی قواعد سر فرود آورده ایم. اما هنر قاعده گریز است. شاهکارهای هنری همواره بر پایه ی تعالی قواعد استوار بوده اند. البته البته معیار اجرا است. مثلا استانیسلاوسکی، او می خواست با تحقق تمام نیات نمایشنامه نویس، یک تئاتر ادبی خلق کند. مثلا وقتی از سبک چخوف صحبت می کنیم، در واقع به سبک اجرا های استانیسلاوسکی از آثار او اشاره می کنیم. حتی خود چخوف هم به این قضیه معترض بود: « من ودویل نوشته ام، اما استانیسلاوسکی درام های احساساتی اجرا کرده است.» استانیسلاوسکی هنرمندی واقعی بود. او به شکلی غیر ارادی چخوف خودش را اجرا می کرد، نه چخوف واقعی را. میرهولد هم به نوبه ی خود تئاتری کاملا مستقل از ادبیات را پیش کشید. اما فکر می کنم اجرای او در ژرف ترین معنا، چنان در اعماق روح گوگول ریشه دوانده است که از این لحاظ در تاریخ تئاتر بی همتاست. بازرس میرهولد نوعی کولاژ از متن های گوگول بود. پس معیار،داشتن فکر زیبا نیست، بلکه عمل ماست که معیار کار است.
ادامه دارد. نویسنده: یرژی گروتفسکی ترجمه: کیاسا ناظران انتخاب: سعید سیاهویی
این مطلب بدون برچسب می باشد.
حبیب مسیحی تازیانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست هرمزگان، به عنوان یکی از مدیران برتر استانی در جشنواره شهید رجایی سال ۱۴۰۵ سازمان حفاظت محیط زیست معرفی و مورد تقدیر قرار گرفت.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست گفت: تاکنون برای حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار از اراضی تالابی کشور سند مالکیت اخذ شده است و استانها باید با بهرهگیری از ظرفیت شورای حفظ حقوق بیتالمال، این روند را تا تعیین تکلیف نهایی تالابها ادامه دهند.
پاکسازی ساحل شیب دراز قشم با افزایش توان عملیاتی ادامه دارد
بسیج امکانات برای پاکسازی کامل سواحل قشم/ برنامهریزی برای مدیریت پسماندهای نفتی و اصلاح خاک
Δ