هرمزگان؛ سرزمین نفت و انرژی، اما مردمش اسیر صف‌های یک تا دو ساعته بنزین!

به قلم بابک پارسا ؛ هرمزگان؛ سرزمین نفت و انرژی، اما مردمش اسیر صف‌های یک تا دو ساعته بنزین! وقتی برای چند لیتر بنزین باید ساعت‌ها از عمر مردم را گرفت، دیگر نمی‌توان از کنار این وضعیت به‌سادگی عبور کرد. در سرزمینی زندگی می‌کنیم که نامش با دریا، بندر، نفت، پالایشگاه، صنایع عظیم انرژی و […]

به قلم بابک پارسا ؛
هرمزگان؛ سرزمین نفت و انرژی، اما مردمش اسیر صف‌های یک تا دو ساعته بنزین!
وقتی برای چند لیتر بنزین باید ساعت‌ها از عمر مردم را گرفت، دیگر نمی‌توان از کنار این وضعیت به‌سادگی عبور کرد.

در سرزمینی زندگی می‌کنیم که نامش با دریا، بندر، نفت، پالایشگاه، صنایع عظیم انرژی و ثروت‌های خدادادی گره خورده است؛ استانی که شریان‌های اقتصادی کشور از کنار آن عبور می‌کنند و بخش مهمی از اقتصاد ایران به ظرفیت‌های آن وابسته است.
اما همین‌جا، در هرمزگان، مردم برای تأمین یکی از ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی روزمره خود، یعنی بنزین، گاهی باید یک تا دو ساعت در صف‌های طولانی جایگاه‌های سوخت معطل بمانند!
این دیگر فقط یک صف بنزین نیست؛ این صف، صفِ انتظار مردم برای دریافت پاسخ یک مطالبه ساده است: چرا باید چنین وضعیتی را تحمل کنیم؟
مردم بندرعباس و بسیاری از شهرهای هرمزگان چه گناهی کرده‌اند که باید در گرمای طاقت‌فرسای جنوب، پشت سر ده‌ها خودرو منتظر بمانند تا بتوانند باک خودروی خود را پر کنند؟
راننده تاکسی، کارمند، کارگر، کاسب، معلم، خبرنگار و شهروندی که برای انجام کارهای روزانه‌اش به خودرو نیاز دارد، چرا باید ساعت‌ها از وقت مفید خود را در صفی تلف کند که ظاهراً قرار نیست به این زودی‌ها پایان یابد؟
آقایان مسئول! مردم با وعده بنزین نمی‌زنند!
مدتی است که موضوع صف‌های طولانی بنزین در هرمزگان به یکی از دغدغه‌های جدی شهروندان تبدیل شده است. اظهارنظرها، وعده‌ها و طرح‌های مختلفی برای کاهش این صف‌ها مطرح شده، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: مردم چه زمانی نتیجه ملموس این تصمیمات را در زندگی روزمره خود خواهند دید؟
وقتی شهروندی برای دریافت سهمیه بنزین خود ناچار است یک یا دو ساعت در صف بماند، دیگر توضیح‌های کلی درباره مشکلات عرضه، افزایش مصرف یا ضرورت مدیریت سوخت، به‌تنهایی پاسخ‌گوی مطالبه او نیست.
مردم حق دارند بدانند مشکل دقیقاً کجاست. آیا ظرفیت جایگاه‌ها کافی نیست؟ آیا تعداد نازل‌های فعال پاسخ‌گوی حجم خودروها نیست؟ آیا توزیع سوخت و کارت‌های اضطراری با نیاز واقعی استان تناسب ندارد؟ آیا ضعف نظارت یا تخلف احتمالی در برخی بخش‌ها بر این وضعیت اثر گذاشته است؟
این پرسش‌ها باید با اطلاعات دقیق، آمار شفاف و پاسخ‌های مستند روشن شوند؛ نه اینکه مردم میان روایت‌های مختلف سرگردان بمانند.
البته نباید بدون ارائه اسناد و شواهد، کمبود سوخت یا قاچاق را علت قطعی صف‌ها معرفی کرد. اتفاقاً وظیفه مسئولان این است که با بررسی کارشناسی، سهم هر عامل را مشخص و نتیجه را صریحاً به مردم اعلام کنند.
اگر مشکل کمبود عرضه است، راهکار عملی چیست؟ اگر مشکل افزایش مصرف است، چرا ظرفیت توزیع متناسب با آن تنظیم نشده است؟ و اگر تخلفی وجود دارد، چرا باید شهروند عادی هزینه آن را با ساعت‌ها انتظار بپردازد؟
هرمزگان، قربانی تصمیم‌های یکسان برای شرایط متفاوت؟
هرمزگان از نظر آب‌وهوا، میزان استفاده از کولر خودرو، پراکندگی شهرها، شرایط تردد و نیازهای حمل‌ونقلی، ویژگی‌های خاص خود را دارد. در چنین شرایطی، طبیعی است که سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی سوخت نیز با شناخت دقیق واقعیت‌های استان انجام شود.
مدیر شرکت پخش فرآورده‌های نفتی منطقه هرمزگان پیش‌تر اعلام کرده بود که برای کاهش صف‌ها، تعداد کارت‌های اضطراری در هفت جایگاه منتخب بندرعباس افزایش یافته است. او همچنین این اقدام را راهکاری مقطعی دانسته و بر ضرورت تصمیمات اساسی‌تر تأکید کرده بود.
این اظهارات نشان می‌دهد که مسئله صرفاً با یک اقدام کوتاه‌مدت حل نمی‌شود و باید به دنبال راه‌حل پایدار بود.
پس چرا باید همچنان شاهد تکرار این وضعیت باشیم؟
چرا باید پس از اجرای طرح‌های مقطعی، دوباره صف‌ها به جایگاه‌ها بازگردند و شهروندان همان رنج گذشته را تجربه کنند؟
اگر راهکارهای قبلی مؤثر بوده‌اند، چرا مشکل دوباره تکرار می‌شود؟ و اگر مؤثر نبوده‌اند، چرا باید همان مسیرهای ناکارآمد ادامه پیدا کنند؟
مردم حق دارند از مسئولان بخواهند به‌جای مدیریت روزانه بحران، برای پایان دادن به آن برنامه‌ای روشن، زمان‌بندی‌شده و قابل ارزیابی ارائه کنند.
ساعت‌های ازدست‌رفته مردم را چه کسی پاسخ می‌دهد؟
برای یک شهروند، یک ساعت انتظار در صف بنزین فقط شصت دقیقه نیست؛ گاهی یعنی از دست دادن یک فرصت شغلی، دیر رسیدن به محل کار، عقب افتادن یک قرار ضروری یا محروم شدن خانواده از ساعاتی که می‌توانستند در کنار هم باشند.
برای راننده‌ای که درآمد روزانه‌اش به میزان کارکرد خودرو بستگی دارد، دو ساعت انتظار می‌تواند به معنای کاهش درآمد و افزایش فشار اقتصادی باشد.برای خانواده‌ای که باید کودک خود را به مدرسه یا مرکز درمانی برساند، این صف‌ها ممکن است به یک دردسر جدی تبدیل شوند.
در شهری مانند بندرعباس که گرما خود به‌اندازه کافی زندگی روزمره را دشوار می‌کند، انتظار طولانی در جایگاه‌های سوخت فشار مضاعفی بر مردم وارد می‌کند.
پرسش اینجاست: آیا زمان مردم در محاسبات مدیریتی جایی دارد؟
آیا مسئولان مرتبط، خودشان در ساعات اوج مراجعه به جایگاه‌ها حضور پیدا کرده‌اند تا از نزدیک ببینند شهروندان چه شرایطی را تحمل می‌کنند؟
آیا گزارشی دقیق از میانگین زمان انتظار، تعداد نازل‌های فعال، میزان توزیع روزانه و تفاوت وضعیت جایگاه‌ها تهیه شده است؟
اگر چنین اطلاعاتی وجود دارد، چرا نتایج آن به‌صورت شفاف منتشر نمی‌شود تا مردم بدانند چه اقداماتی در حال انجام است و چه زمانی باید منتظر بهبود شرایط باشند؟
مبارزه با تخلف، بله؛ تحمیل هزینه به مردم، هرگز!
اگر در چرخه توزیع سوخت تخلفی وجود دارد، باید با آن برخورد شود. اگر قاچاقی رخ می‌دهد، باید مسیرهای آن شناسایی و مسدود شود. اگر کارت‌های سوخت مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند، باید سازوکار نظارتی مؤثرتری طراحی شود.
اما هیچ‌یک از این اهداف نباید بهانه‌ای برای نادیده گرفتن حق مردم در دسترسی مناسب به سوخت باشد.
مبارزه با تخلف وظیفه دستگاه‌های مسئول است، نه مأموریتی که هزینه اجرای آن باید با ساعت‌ها انتظار از جیب و عمر شهروندان پرداخت شود.
نمی‌توان از مردم انتظار داشت که هم فشار اقتصادی را تحمل کنند، هم با گرمای طاقت‌فرسای جنوب کنار بیایند و هم برای دسترسی به سوخت موردنیازشان، ساعت‌ها در صف بمانند؛ بدون آنکه بدانند این وضعیت چه زمانی و چگونه قرار است پایان یابد.
مدیریت صحیح یعنی هم‌زمان با مقابله با تخلفات احتمالی، مسیر تأمین نیازهای روزمره شهروندان نیز تسهیل شود.
مطالبه روشن مردم هرمزگان از مسئولان
امروز مطالبه مردم بندرعباس و دیگر شهرهای استان، روشن و قابل اندازه‌گیری است. مردم به‌جای شنیدن وعده‌های تکراری، انتظار دارند اقدامات زیر در دستور کار قرار گیرد:
۱. اعلام شفاف علت صف‌های طولانی: شرکت پخش فرآورده‌های نفتی باید با انتشار اطلاعات مستند، دلایل اصلی تشکیل صف‌ها و سهم هر عامل را مشخص کند.
۲. بررسی فوری ظرفیت جایگاه‌ها: تعداد نازل‌های فعال، وضعیت تجهیزات، ساعات فعالیت و میزان عرضه در جایگاه‌های پرتردد باید بررسی و نتیجه آن اعلام شود.
۳. توزیع متناسب کارت‌های اضطراری: در صورت نیاز به استفاده از کارت‌های اضطراری، دسترسی به آن‌ها باید به‌گونه‌ای مدیریت شود که فشار مراجعه به چند جایگاه محدود کاهش یابد.
۴. بازنگری در سهمیه و سازوکار عرضه: با توجه به شرایط اقلیمی و حمل‌ونقلی هرمزگان، ضرورت اصلاح سهمیه‌ها و شیوه توزیع سوخت باید به‌صورت کارشناسی بررسی و نتیجه آن به مردم اعلام شود.
۵. برخورد مستند با تخلفات احتمالی: هرگونه تخلف در عرضه یا توزیع سوخت باید با اسناد و شواهد پیگیری شود، نه با طرح اتهام‌های کلی و اثبات‌نشده.
۶. تعیین ضرب‌الاجل برای کاهش صف‌ها: استانداری هرمزگان و دستگاه‌های مرتبط باید برنامه‌ای مشخص با زمان‌بندی روشن ارائه دهند و میزان پیشرفت آن را به اطلاع شهروندان برسانند.
۷. حضور میدانی مدیران: مدیران مرتبط باید در ساعات اوج مراجعه، وضعیت جایگاه‌ها را از نزدیک بررسی کنند و گزارش اقدامات خود را به‌صورت عمومی منتشر سازند.
سخن آخر؛ مردم هرمزگان دیگر تحمل وعده‌های بی‌پایان را ندارند
هرمزگان استانی معمولی با نیازهایی معمولی نیست. این استان به دلیل موقعیت راهبردی، شرایط اقلیمی، حجم فعالیت‌های اقتصادی و نقش مهمش در زنجیره انرژی کشور، نیازمند مدیریت دقیق، تصمیم‌گیری سریع و برنامه‌ریزی متناسب با واقعیت‌های محلی است.
اما این ویژگی‌ها نباید فقط زمانی به یاد آورده شوند که صحبت از تولید، درآمد، تجارت و اهمیت اقتصادی استان است؛ هنگام رسیدگی به مشکلات روزمره مردم نیز باید مورد توجه قرار گیرند.
وقتی مردم برای تأمین بنزین یک تا دو ساعت در صف می‌مانند، دیگر نمی‌توان مسئله را به یک ناراحتی کوچک روزمره تقلیل داد. این وضعیت، مطالبه‌ای عمومی درباره کیفیت خدمات، کارآمدی تصمیمات و مسئولیت‌پذیری مدیران است.
مردم هرمزگان انتظار ندارند مشکلات پیچیده یک‌شبه حل شوند؛ اما حق دارند بدانند مسئولان برای حل آن‌ها چه کرده‌اند، چه برنامه‌ای دارند و چه زمانی نتیجه اقداماتشان را خواهند دید.
آقایان مسئول! صف بنزین فقط صف خودروها نیست؛ صف مطالبات مردمی است که می‌خواهند صدایشان شنیده شود.
امروز مردم پاسخ می‌خواهند؛ نه وعده‌ای دیگر، نه توجیهی تکراری و نه تصمیمی موقت که چند روز بعد فراموش شود.
آنچه هرمزگان به آن نیاز دارد، اقدام مؤثر، پاسخ‌گویی شفاف و راه‌حلی پایدار است.
مردم برای زندگی کردن به زمان نیاز دارند؛ نه اینکه بخشی از عمرشان را در صف بنزین جا بگذارند.