به قلم بابک پارسا ، در آستانه فرارسیدن ۱۷ مرداد روز خبرنگار ……………………………………………………………………………………………………… ما خبرنگارها گاهی در قاب دوربینمان چیزهایی را ثبت میکنیم که آرزو میکنیم هیچوقت ندیده بودیم. صحنههایی که بعد از تمام شدن مأموریت، تمام نمیشوند؛ با ما به خانه میآیند و گاهی شبها دوباره در ذهنمان تکرار میشوند. من هم در برخی […]
به قلم بابک پارسا ، در آستانه فرارسیدن ۱۷ مرداد روز خبرنگار ………………………………………………………………………………………………………
خبرنگاری در هرمزگان؛ روایتگری در روزهای سخت خبرنگاری در هرمزگان، در سالی که گذشت، تنها ثبت خبر و انتقال رویدادها نبود؛ روایت روزهایی بود که گاهی حتی نفس کشیدن در میان حادثه و اضطراب دشوار میشد. استان هرمزگان در یک سال گذشته روزهای تلخ و پرالتهابی را پشت سر گذاشت؛ از انفجار سهمگین بندر شهید رجایی در بندرعباس که در ششم اردیبهشت ۱۴۰۴ رخ داد و جامعه استان را در شوکی عمیق فرو برد، تا روزهای پراضطراب جنگ و حملات نظامی و در نهایت حادثه تلخ مدرسه «شجره طیبه» در میناب که داغ سنگین از دست رفتن جمعی از دانشآموزان را بر دل مردم هرمزگان گذاشت. در تمام این روزها، خبرنگارانی بودند که پیش از آنکه دوربین را روشن کنند، با چشم خود صحنه حادثه را دیدند؛ پیش از آنکه خبر بنویسند، صدای گریه خانوادهها را شنیدند و پیش از آنکه تیتر بزنند، با اضطراب و نگرانی مردم زندگی کردند. خبرنگار در چنین شرایطی فقط یک انتقالدهنده خبر نیست. او باید در میان دود، آوار، شایعه، اضطراب و انبوه اطلاعات ضدونقیض، حقیقت را پیدا کند؛ باید خبر را دقیق، مسئولانه و سریع منتشر کند و در عین حال مراقب باشد یک کلمه نادرست، یک تصویر نابجا یا یک خبر تأییدنشده، بر رنج خانوادهای داغدار نیفزاید. این همان جایی است که خبرنگاری از یک حرفه به یک مسئولیت اجتماعی سنگین تبدیل میشود. خبرنگاران هرمزگان در این یک سال، بارها در شرایطی فعالیت کردند که امنیت و آرامش برایشان معنای همیشگی خود را نداشت. از محل حادثه بندر شهید رجایی گرفته تا میدانهای بحران، بیمارستانها، مراکز امدادی و مناطق آسیبدیده؛ جایی که خبرنگار باید همزمان چشم مردم، گوش جامعه و راوی واقعیت باشد. در روزهای جنگ نیز این مسئولیت سنگینتر شد. سرعت انتشار خبر از همیشه بیشتر بود، اما اهمیت صحت خبر نیز چند برابر شد. در چنین شرایطی خبرنگار باید میان «سرعت» و «دقت»، میان «جذب مخاطب» و «حفظ حرمت انسانها» و میان «انتشار خبر» و «امنیت جامعه» تعادل برقرار کند. و شاید سختترین بخش ماجرا این باشد که خبرنگار، با وجود تمام این فشارها، باید احساسات شخصی خود را کنار بگذارد و روایتگر باشد. اما مگر میشود خبرنگار هم انسان نباشد؟ مگر میشود وقتی تصویر کودکی در میان آوار دیده میشود، وقتی خانوادهای چشمانتظار خبری از عزیز خود است یا وقتی صدای آژیر و انفجار در گوش مردم میپیچد، قلب خبرنگار نلرزد؟ با این حال، خبرنگار باید دوربینش را روشن کند، قلمش را بردارد و روایت کند؛ زیرا اگر روایت نکند، بخشی از حقیقت گم خواهد شد. خبرنگاران هرمزگان در سالی که گذشت، فقط خبر ننوشتند؛ بخشی از تاریخ این سرزمین را ثبت کردند. تاریخی از حادثه، رنج، همدلی، مقاومت، خدمترسانی و مردمی که در سختترین روزها کنار یکدیگر ایستادند. روز خبرنگار، فرصتی است برای قدردانی از مردان و زنانی که شاید نامشان در تیتر خبرها دیده نشود، اما بسیاری از تیترهای مهم این روزها حاصل ساعتها تلاش، اضطراب، پیگیری و حضور آنان در میدان بوده است. به خبرنگاران هرمزگان باید گفت: خسته نباشید برای تمام شبهایی که نخوابیدید تا مردم بدانند چه اتفاقی افتاده است. خسته نباشید برای تمام لحظاتی که در کنار مردم ایستادید، حتی زمانی که خودتان به آرامش نیاز داشتید. خسته نباشید برای روایت دردهایی که دیدنشان آسان نبود، اما ثبت نکردنشان نیز ممکن نبود. خبرنگاری در هرمزگان امروز شغلی پُرمخاطره، حساس و پرمسئولیت است؛ حرفهای که گاهی خبرنگار را درست در قلب حادثه قرار میدهد و از او میخواهد در سختترین لحظات، دقیقترین روایت را ارائه کند. باشد که جامعه، مسئولان و متولیان رسانه بیش از پیش قدر این تلاشها را بدانند و امنیت، معیشت و شأن حرفهای خبرنگاران را جدی بگیرند. روز خبرنگار، روز پاسداشت حقیقت است؛ روز پاسداشت کسانی که در سختترین روزها، چراغ روایت را روشن نگه میدارند. روز خبرنگار بر تمام خبرنگاران، عکاسان، تصویربرداران، گزارشگران و فعالان رسانهای شریف و پرتلاش هرمزگان مبارک باد. به امید روزهایی که تیترهای ما نه از انفجار و جنگ و سوگ، که از توسعه، آرامش، پیشرفت و شادی مردم هرمزگان پر شود.
بابک پارسا ///
این مطلب بدون برچسب می باشد.
یادداشتی از بابک پارسا………………………………………………………………. هرمزگان فقط سرزمین دریا، آفتاب و گردشگری نیست؛ این استان در سالهای گذشته بارها نشان داده که در فوتبال نیز استعدادهای کمنظیری دارد. کودکانی که شاید در کوچهها و زمینهای خاکی، با یک توپ ساده رؤیای پوشیدن پیراهن تیمهای بزرگ ایران را در سر میپرورانند؛ اما متأسفانه بسیاری از این استعدادها […]
یادداشتی از مهسا پارسا در آستانه ۱۷ مرداد روز خبرنگار ……………………………………………………….. ما عادت کردهایم خبر را ببینیم؛ تیتر را بخوانیم، چند تصویر را نگاه کنیم و بعد از کنار آن عبور کنیم. اما کمتر کسی به این فکر میکند که پشت هر خبر، یک خبرنگار ایستاده است؛ کسی که شاید ساعتها نخوابیده، شاید چندین […]
یادداشت ؛ بابک پارسا وقتی تغییر مدیریت، از اتاقهای اداره فراتر میرود گاهی تغییر یک مدیر، فقط جابهجایی یک نام روی تابلوی یک اداره نیست؛ گاهی میتواند آغاز یک نگاه تازه باشد. در ماههای گذشته، ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان شاهد تغییر مدیریتی بود و عادل شهرزاد سکان این مجموعه را در دست […]
یادداشتی از داوود مرزی زاده به مناسبت وز خبرنگار …………………………………………….. گاهی خبرنگار بودن یعنی درست در همان لحظهای که همه به دنبال راه فرارند، تو باید به سمت حادثه بروی. یعنی وقتی صدای انفجار میآید، وقتی دود آسمان را میپوشاند، وقتی خانوادهای چشمانتظار عزیزش است و وقتی یک شهر در شوک فرو رفته، تو باید […]
Δ