یادداشت ؛ بابک پارسا وقتی تغییر مدیریت، از اتاقهای اداره فراتر میرود گاهی تغییر یک مدیر، فقط جابهجایی یک نام روی تابلوی یک اداره نیست؛ گاهی میتواند آغاز یک نگاه تازه باشد. در ماههای گذشته، ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان شاهد تغییر مدیریتی بود و عادل شهرزاد سکان این مجموعه را در دست […]
یادداشت ؛ بابک پارسا
در ماههای گذشته، ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان شاهد تغییر مدیریتی بود و عادل شهرزاد سکان این مجموعه را در دست گرفت. در همان روزهای ابتدایی، او از اصلاح ساختار اداری، استفاده از ظرفیت کارشناسان و حرکت به سمت مدیریت اثربخشتر در حوزههای میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی سخن گفت. اما آنچه در کنار برنامههای مدیریتی جلب توجه میکند، یک تغییر ساده و در عین حال معنادار است؛ توجه به ظاهر و فضای ساختمان ادارهکل. شاید در نگاه اول، رنگآمیزی، نظافت، مرتبسازی و زیباتر شدن یک ساختمان اداری موضوع چندان مهمی به نظر نرسد؛ اما واقعیت این است که ظاهر یک مجموعه، بخشی از هویت آن است. وقتی ادارهای متولی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی یک استان است که یکی از غنیترین و متنوعترین ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری کشور را در اختیار دارد، طبیعی است که ساختمان آن نیز باید تصویری شایسته از همین هویت ارائه کند. مراجعهکننده وقتی وارد یک اداره میشود، پیش از آنکه با بخشنامه و پرونده و میز مدیر مواجه شود، با فضای آن مجموعه مواجه میشود. تمیزی، نظم، زیبایی و توجه به جزئیات، شاید به تنهایی یک تحول مدیریتی محسوب نشود؛ اما میتواند نشانهای از این باشد که مدیر یک مجموعه، به جزئیات هم بیتفاوت نیست. به نظر میرسد در دوره جدید مدیریت میراث فرهنگی هرمزگان، این نگاه که «تحول باید از درون مجموعه آغاز شود» مورد توجه قرار گرفته است؛ از اصلاح ساختار و پیگیری برنامههای جدید تا توجه به وضعیت فیزیکی و ظاهری مجموعه. شهرزاد نیز در ماههای اخیر بر ضرورت اصلاح ساختار سازمانی و رفع کمبودهای فیزیکی تأکید کرده است. البته باید پذیرفت که زیباسازی یک ساختمان، هدف نهایی نیست. مردم هرمزگان از ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی انتظار دارند این زیبایی ظاهری، در نهایت به زیبایی عملکرد هم منجر شود؛ به رونق گردشگری، به حمایت واقعی از هنرمندان صنایعدستی، به حفاظت جدیتر از میراث تاریخی، به معرفی بهتر ظرفیتهای بینظیر استان، و به ایجاد فرصتهای اقتصادی برای جوامع محلی. هرمزگان فقط یک استان ساحلی نیست؛ مجموعهای کمنظیر از جزایر، سواحل، بناهای تاریخی، فرهنگ بومی، آیینها و هنرهای دستی است و همین ظرفیتهاست که مدیریت این حوزه را به مسئولیتی فراتر از اداره روزمره یک دستگاه دولتی تبدیل میکند. شاید هنوز برای قضاوت درباره همه نتایج مدیریتی دوره جدید زود باشد؛ اما تغییرات کوچک و بزرگ، از اصلاح ساختار اداری گرفته تا ساماندهی فضای فیزیکی مجموعه، نشان میدهد که میتوان تغییر را از جایی آغاز کرد که شاید کمتر دیده میشود. گاهی تحول از یک تصمیم بزرگ شروع نمیشود؛ از مرتب کردن یک اتاق آغاز میشود، از تمیز کردن یک راهرو، از تغییر نگاه به محیط کار، و از این باور که اگر قرار است برای زیبایی و هویت یک استان برنامهریزی کنیم، باید ابتدا خودمان تصویر شایستهای از آن را به نمایش بگذاریم. ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان، خانه متولیان بخشی از مهمترین داشتههای فرهنگی این استان است. پس چه خوب که این خانه، هم در مدیریت و هم در ظاهر، نشانههایی از یک شروع تازه را به نمایش بگذارد. حالا باید منتظر ماند و دید این تغییرات ظاهری و مدیریتی، در ماهها و سالهای آینده تا چه اندازه میتواند خود را در میدان واقعی گردشگری، میراث فرهنگی و صنایعدستی هرمزگان نشان دهد. چرا که در نهایت، مردم نه ساختمان زیبا را به تنهایی، و نه وعدههای مدیریتی را به تنهایی؛ بلکه نتیجه را خواهند دید.///
بابک پارسا ///
این مطلب بدون برچسب می باشد.
یادداشتی از بابک پارسا………………………………………………………………. هرمزگان فقط سرزمین دریا، آفتاب و گردشگری نیست؛ این استان در سالهای گذشته بارها نشان داده که در فوتبال نیز استعدادهای کمنظیری دارد. کودکانی که شاید در کوچهها و زمینهای خاکی، با یک توپ ساده رؤیای پوشیدن پیراهن تیمهای بزرگ ایران را در سر میپرورانند؛ اما متأسفانه بسیاری از این استعدادها […]
یادداشتی از مهسا پارسا در آستانه ۱۷ مرداد روز خبرنگار ……………………………………………………….. ما عادت کردهایم خبر را ببینیم؛ تیتر را بخوانیم، چند تصویر را نگاه کنیم و بعد از کنار آن عبور کنیم. اما کمتر کسی به این فکر میکند که پشت هر خبر، یک خبرنگار ایستاده است؛ کسی که شاید ساعتها نخوابیده، شاید چندین […]
یادداشتی از داوود مرزی زاده به مناسبت وز خبرنگار …………………………………………….. گاهی خبرنگار بودن یعنی درست در همان لحظهای که همه به دنبال راه فرارند، تو باید به سمت حادثه بروی. یعنی وقتی صدای انفجار میآید، وقتی دود آسمان را میپوشاند، وقتی خانوادهای چشمانتظار عزیزش است و وقتی یک شهر در شوک فرو رفته، تو باید […]
به قلم بابک پارسا ، در آستانه فرارسیدن ۱۷ مرداد روز خبرنگار ……………………………………………………………………………………………………… ما خبرنگارها گاهی در قاب دوربینمان چیزهایی را ثبت میکنیم که آرزو میکنیم هیچوقت ندیده بودیم. صحنههایی که بعد از تمام شدن مأموریت، تمام نمیشوند؛ با ما به خانه میآیند و گاهی شبها دوباره در ذهنمان تکرار میشوند. من هم در برخی […]
Δ